درحالی که سال آبی جاری به نیمه دوم خود رسیده و تنها چند ماه از فصل بارش باقی مانده است، ارزیابیها از وضعیت منابع آب کشور تصویری پیچیده و ناهمگون ارائه میدهد؛ تصویری که در مقیاس ملی تا حدی متعادل، اما در برخی استانهای پرجمعیت و راهبردی، بهشدت نگرانکننده است.
تغییرات جدی در الگوی بارشها
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی با بیان اینکه کشور وارد ششمین سال متوالی خشکسالی شده است، به قدس میگوید: اگر یک دهه اخیر را با سه یا چهار دهه قبل مقایسه کنیم، متوجه تغییرات جدی در الگوی بارش و افزایش نوسانها میشویم. در سال گذشته میانگین بارش کشور حدود ۴۰درصد زیر نرمال بود. در تهران این کاهش به حدود ۵۰درصد رسید و در هرمزگان حتی تا ۷۵درصد زیر نرمال ثبت شد و تکرار این شرایط در سالهای متوالی، فشار دوچندانی بر منابع آب سطحی و زیرزمینی وارد کرده است.
وی با اشاره به تأثیر تغییر اقلیم بر شرایط آبی کشور عنوان میکند: میانگین دمای کشور نسبت به دهههای گذشته حدود ۲ تا ۵/۲ درجه سانتیگراد افزایش یافته است؛ این افزایش دما موجب رشد ۱۵ تا ۲۰ درصدی ظرفیت تبخیر و تعرق شده است. این موضوع به این معناست حتی آبی که وارد رودخانهها و مخازن میشود، سریعتر از دست میرود و این افزایش تبخیر یکی از عواملی است که دسترسی مؤثر به منابع آب را کاهش داده و شدت بحران را بیشتر کرده است.
وظیفه درخصوص اینکه چرا سیاستهای آبی کشور با واقعیت کمآبی سازگار نیست، با تأکید براینکه آب بیش از آنکه مسئلهای فنی یا اقتصادی باشد، موضوعی منطقهای و محلی است و میگوید: ماهیت این مسئله اجازه نمیدهد با یک نسخه واحد سیاستگذاری برای تمام پهنه سرزمینی کشور تصمیمگیری شود.
وی ادامه میدهد: تجربه سالهای گذشته نشان داده رویکردهای یکسانانگارانه در مدیریت منابع آب نهتنها به حل مسئله کمک نکرده، بلکه در بسیاری موارد به تشدید بحران، اتلاف منابع و افزایش آسیبپذیری مناطق مختلف انجامیده است.
به گفته او، ایران مجموعهای ناهمگون از اقلیمها، ظرفیتها و محدودیتهای طبیعی و انسانی است و هرگونه سیاستگذاری مؤثر در زمینه آب ناگزیر باید بر پایه همین تنوع اقلیمی و منطقهای شکل گیرد.
برداشتهای بیرویه از آبهای زیرزمینی
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی با بیان اینکه برداشتهای بیرویه از آبهای زیرزمینی اثرات جبرانناپذیری بر منابع آبی کشور برجای گذاشته است، میگوید: دشتهای متعددی در کشور دچار فرونشست شدهاند؛ ازجمله در استانهای تهران، خراسان رضوی، همدان، کرمان و اصفهان که کشور ما را از نظر نرخ فرونشست در میان بالاترینهای جهان قرار داده است و بخش قابل توجهی از ذخایر آب زیرزمینی کشور از دست رفته است.
او برآورد میکند دستکم حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب از منابع آب زیرزمینی کشور در سالهای گذشته تخلیه شده باشد؛ منابعی که احیای آنها در کوتاهمدت ممکن نیست.
وظیفه با تأکید براینکه در کوتاهمدت، یکی از مهمترین اقدامات برای افزایش تابآوری کشور در برابر خشکسالی و کمبود شدید آب شرب، تغییر رفتار و اصلاح الگوی مصرف در بخشهای مختلف، بهویژه در مصرف آب شرب است، میافزاید: برخی کلانشهرها مانند تهران و کرج، بهدلیل تمرکز جمعیت بالا و وابستگی شدید به منابع محدود آب، بیش از دیگر مناطق در معرض تنش آبی قرار دارند. در این شهرها، مدیریت تقاضا و کاهش مصرف، نقش کلیدی در عبور از دورههای بحرانی ایفا میکند.
وی بر بهکارگیری تجهیزات کاهنده مصرف به عنوان یکی از ابزارهای ساده، اما مؤثر در این مسیر تأکید و عنوان میکند: استفاده از ادوات کاهنده مصرف در شیرآلات و بهینهسازی شبکههای داخلی توزیع آب میتواند مصرف آب شرب را کاهش دهد؛ بهویژه جایگزینی کولرهای پرمصرف با کولرهای جدید سلولزی، بهطور ملموسی مصرف آب شرب را کاهش میدهد.
این اقدامات، اگرچه بهتنهایی راهحل نهایی بحران آب نیستند، اما در کوتاهمدت فشار قابلتوجهی را از منابع محدود آب شهری برمیدارند و تابآوری سیستم را افزایش میدهند.
ضرورت کنار گذاشتن نسخههای واحد
این مقام مسئول با تأکید براینکه آب در ایران مسئلهای محلی با پیامدهای ملی است، میگوید: برای دستیابی به مدیریت پایدار، پیش از هر چیز باید این واقعیت پذیرفته شود که موفقیت در سیاستگذاری این حوزه زمانی محقق میشود که نسخههای واحد کنار گذاشته شود و توجه جدی به تنوع اقلیمی و منطقهای در دستور کار قرار گیرد.
گرفتن تصمیماتی مبتنی بر ظرفیتهای واقعی سرزمین شرط اصلی کارآمدی برنامههاست؛ بدون چنین رویکردی، برنامهریزی در زمینه آب و توسعه با ریسکهای جدی روبهرو خواهد شد و بحران آب همچنان یکی از مهمترین چالشهای پیشروی کشور باقی میماند.
وظیفه با اشاره به تجربههای گذشته بیان میکند: در مقاطع مختلف، برای پاسخ به کمبود آب، سدهای جدید ساخته شده یا انتقال آب از حوضههای دیگر انجام گرفته است؛ مانند انتقال آب از سد لار در گذشته یا انتقال از طالقان به تهران در سال اخیر؛ این اقدامات ممکن است بهصورت موقت مشکل را کاهش دهند، اما در بلندمدت راهحل پایدار محسوب نمیشوند.
او با اشاره به تجربه انتقال آب به اصفهان اظهار میکند: در مواردی مانند انتقال آب از سرشاخههای کارون به حوضه زایندهرود، با وجود اجرای چندین طرح، همچنان با بحران مواجه هستیم و رودخانه بهصورت مقطعی رهاسازی میشود.
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور با تأکید بر ضرورت توقف توسعه در فلات مرکزی میگوید: چنین پروژههایی مثل صنایع سنگین فولاد در اصفهان در کشور کم نیستند که میتوانستند در مناطق مستعد دیگری به لحاظ اقلیمی یا با استفاده از آب دریا جایگزین شوند، اما بیتوجهی به آن، ما را در وضعیت بغرنج کنونی گرفتار کرده است.
انتقال آب یا انتقال بحران به آینده
وی ادامه میدهد: انتقال آب در بسیاری از موارد به توسعه بیشتر جمعیت و فعالیتهای جدید در مقصد منجر شده و در نتیجه، بحران به آینده منتقل شده است.
وظیفه با تأکید براینکه اولویت نخست با آب شرب است، سپس محیط زیست و پس از آن کشاورزی و صنعت، تأکید میکند: در شهری مانند تهران که بخش عمده آب صرف شرب میشود، هرگونه کمبود بهطور مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد؛ در برخی مناطق، کشاورزی با آبهای غیرمتعارف یا پساب انجام میشود، اما در بالادست حوضهها برداشتهای سطحی همچنان ادامه دارد.
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی با اشاره به اینکه با توجه به ادامه خشکسالیهای پیدرپی، افزایش دما، کاهش ذخایر زیرزمینی و رشد تقاضا، نمیتوان انتظار داشت وضعیت در سال آینده آسانتر شود، میافزاید: گذشته نشان داده پاسخها بیشتر مقطعی بوده است؛ اما با محدودتر شدن منابع پایه، توان پاسخگویی نیز کاهش مییابد، بهطوری که شهرهای بزرگی مانند تهران، مشهد، تبریز و اراک در سالهای آینده با مشکلات جدیتری در تأمین آب روبهرو خواهند شد.
وی به تأثیر تغییر اقلیم بر آینده آب ایران اشاره و خاطرنشان میکند: کشور ما در منطقهای خشک و نیمهخشک قرار دارد و تحت تأثیر گرمایش جهانی، بارشها نامنظم و تبخیر افزایش یافته است، همچنین مدلهای اقلیمی نشان میدهند خشکسالیهای شدید و طولانیمدت در ایران ادامه خواهد داشت، با این حال ممکن است در برخی سالها با تأثیر پدیدههای النینو و لانینا بارش بیشتری داشته باشیم، اما تضمینی برای ترسالی پایدار نخواهد بود.





نظر شما